دوره 28، شماره 109 - ( 1-1398 )                   جلد 28 شماره 109 صفحات 23-29 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


استادیار گروه مدیریت دولتی ، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران‌
چکیده:   (821 مشاهده)
چکیده
مقدمه: نگره حکمرانی خوب با پافشاری بر شفاف بودن داده‌ها و پشتیبانی از اطلاعات درون سازمانی‌ در بسترهای سازمانی ‌بین مدیریت و کارکنان از پایانه‌های دهه 1990 پیشباز شد. توانمندسازی ساختاری نیز در پی تواناسازی کارکنان با دردست داشتن اطلاعات سودمند گستره کاری عمل می‌کند.
هدف: تبیین رابطه بین حکمرانی خوب و توانمند سازی ‌ساختاری در کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی ‌‌گیلان
مواد و روش‌ها: پژوهش از‌‌ بابت هدف، کاربردی و از روش توصیفی_پیمایشی ا‌ست. جامعه آماری پژوهش‌‌ کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی ‌‌گیلان بودند که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای حجم نمونه 282نفر برآورد شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد 23 سوالی توانمندسازی سازمانی راشل و وندی (2003) و پرسشنامه 35 سوالی حکمرانی خوب مقیمی و رمضان(1390) است. پایایی پرسش‌های پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای متغیر توانمندساختاری 735/0 و برای متغیر حکمرانی خوب 723/0 ‌و روایی سؤالات پرسشنامه به روش روایی محتوا و با کسب نظر‌‌ خبرگان‌‌ تأیید شد. برای واکاوی اطلاعات گرد‌آوری شده از روش تحلیل مسیر توسط نرم‌افزار آماری‌LISREL 56/8 برای سنجش ارتباط علی و معلولی بین متغیرها استفاده شد‌.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بین حکمرانی خوب و ابعاد توانمندسازی ساختاری در دانشگاه علوم پزشکی استان گیلان رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد و حکمرانی خوب به میزان 77/0، 69/0 و 83/0 ‌و در سطح معنی‌داری مناسب، تبیین‌کننده مولفه‌های توانمند سازی ساختاری ،یعنی چارچوب‌ ساختاری پویا، کنترل تصمیمات سازمان و تسهیم اطلاعات است.
نتیجه‌گیری:حکمرانی خوب و توانمندسازی سازمان در یک جهت و همسو هستند، به طوری که با پیشرفت شیوه حکمرانی خوب، مؤلفه‌های توانمندسازی ساختاری نیز ارتقاء پیدا می‌کند.
متن کامل [PDF 198 kb]   (237 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1398/1/26 | پذیرش: 1398/1/26 | انتشار: 1398/1/26