مقدمه
بیماریهای قلبیعروقی مهمترین علت مرگومیر در سرتاسر جهان است و در ایران 43 درصد از کل مرگومیرها ناشی از بیماری قلبیعروقی است [
1] و اغلب به دنبال بیماری ایسکمیک قلب اتفاق میافتد [
2]. سالیانه حدود375 تا هفتصد هزار مورد ایست قلبی در اروپا اتفاق میافتد. در حالی که در ایالات متحده آمریکا حدود 383 هزار مورد در یک دوره مشابه اتفاق افتاده است [
3]. نتیجه مطالعه انجامشده در شهر رشت در بین سالهای 1398-1395 نشان داد که 1565 مورد احیای قلبیریوی رخ داده است که از این تعداد فقط 156 بیمار دارای بقای طولانیمدت بودند [
4].
احیای قلبیریوی یک فرایند اورژانس برای بازگرداندن گردش خون خودبهخودی در فردی که دچار ایست قلبی شده، است [
5]. با توجه به اینکه پیشرفتهایی در سالهای اخیر برای افزایش شانس بقای پس از احیا انجام شده است، ولی میزان بقا همچنان پایین است [
6, 7, 8]. میزان بقا پس از ایست قلبی در بیمارستان در بیماران بزرگسال نوزده درصد در سال 2010 بود [
9]. در حالی که میزان ایست قلبی خارج از بیمارستان فقط ده درصد بوده است [
7]. طبق گزارش انجمن قلب آمریکا تقریباً 95 درصد موارد ایست ناگهانی قلبی، قبل از رسیدن به بیمارستان میمیرند و اگر بعد از ایست قلبی، احیای قلبیریوی انجام نشود [
10]، به ازای هر یک دقیقه تأخیر در دفیبریلاسیون، شانس بهبودی هفت تا ده درصد کاهش مییابد [
11]. در صورتی که عملکرد صحیح و فوری بیشتر از شش دقیقه طول بکشد، بیمار احتمالاً از صدمه غیرقابل جبران مغزی رنج خواهد برد [
12]. پیامدهای احیای قلبیریوی به صورت عدم برگشت گردش خون خودبهخودی یا بازگرداندن گردش خون خودبهخودی بیشتر از بیست دقیقه در نظر گرفته شده است. همچنین آن بیمارانی که گردش خون خودبهخودی دارند تا زمان فوت یا ترخیص پیگیری میشوند [
13]. مطالعه وان جین و همکاران نشان داد که 36/8 درصد از بیماران برگشت خون خودبهخودی داشتند و بیشتر از نصف آنها که احیای موفق اولیه داشتند، قبل از ترخیص از بیمارستان فوت شدند [
14]. نتایج یک مطالعه که با عنوان «زمان تجویز اپی نفرین و پیامد احیا» انجام شد، نشان داد که برگشت گردش خون خودبهخودی در بیمارانی که تحت عملیات احیای قلبیریوی قرار گرفتند 49 درصد، برگشت گردش خون خودبهخودی تا 24 ساعت اول 27 درصد و بقا تا زمان ترخیص ده درصد بوده است [
15].
یکی از دلایل تفاوت در نتایج و پیامد احیای قلبیریوی، عوامل مداخلهگری هستند که میتوانند بر نتیجه عملیات احیا تأثیرگذار باشند. بر اساس مطالعات قبل، عوامل متعددی به عنوان عامل پیشبینیکننده پیامد عملیات احیای قلبیریوی مورد بررسی قرار گرفت که نتایج متفاوتی از نظر شدت اثر و پیامد احیا را نشان داد. از جمله این عوامل میتوان به بیماری زمینهای، سن، جنس، زمان شروع ایست قلبی، مدتزمان عملیات احیای قلبیریوی، وجود پرسنل آموزشدیده، کیفیت انجام احیا، رهبری مناسب تیم احیا، مانیتورینگ دقیق و تشخیص سریع ریتم اولیه قبل ایست اشاره کرد، به طوری که نقص در هرکدام از موارد فوق میتواند در پیامد احیا تأثیرگذار باشد [
17 ،
16 ،
11 ،
9].
در یک مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز که با عنوان «تعیین کیفیت تأثیر احیای قلبیریوی بر پیامد ایست قلبی» انجام شد، بررسی ارتباط بین عمق، تعداد ماساژ قلبی و تعداد تهویه با پیامد احیا در بین بیماران با احیای موفق تا ترخیص، صورت گرفت و نتایج مطالعه نشان داد که عمق ماساژ قلبی تأثیر مثبت بر پیامد احیای قلبیریوی دارد. همچنین نتایج بیانگر آن بود که تعداد ماساژ قلبی بر پیامد احیای قلبیریوی مؤثر است، اما بین تعداد تهویه و پیامد احیا از نظر آماری تفاوت معنیداری وجود نداشت [
18].
مطالعه دیگری با عنوان «پیامد احیای قلبیریوی داخل بیمارستانی بعد از اطلاع به تیم احیا» در یکی از بیمارستانهای کشور ترکیه صورت گرفت. این مطالعه گذشتهنگر که به بررسی بین جنس، سن، علت ایست قلبی، زمان ایست قلبی، نوع ایست قلبی یا تنفسی، مدتزمان احیا، اولین ریتم قلبی در زمان ایست قلبی و مکان احیا با پیامد احیا پرداخته بود، نشان داد که ارتباط آماری معنیداری بین پیامد احیا و متغیرهای زمان ایست قلبی، علت ایست قلبی، اولین نوع ریتم قلبی حین ایست، مکان احیا و مدتزمان احیا وجود داشت [
19].
با توجه به اینکه عوامل مختلفی در پیامد احیای قلبیریوی مؤثر است و این عوامل مختلف در مطالعات دارای تأثیرات متفاوتی در برایند احیای قلبیریوی بوده است و از طرفی محیط فیزیکی و تجهیزات و نیروی انسانی نقش تأثیرگذاری در پیامد احیا دارند و تاکنون در مورد میزان بقای پس از احیای قلبیریوی داخل بیمارستانی تحقیقات اندکی در گیلان انجام گرفته است، پژوهشگر بر آن شد که تحقیقی با هدف بررسی پیامد احیای قلبیریوی در بیماران مراجعهکننده و بستری در مرکز آموزشیدرمانی دکتر حشمت انجام دهد. با توجه به تأثیرگذاری عوامل محیطی و فیزیکی بر متغیر پیامد به نظر میرسد یافتههای این تحقیق با روشن کردن شدت پیشگوییکنندگی اثر هریک از این عوامل بتواند در مورد ارائه راهکارهای مناسب جهت ارتقای پیامدهای احیا کمک ارزندهای را ارائه دهد.
روشها
این پژوهش یک مطالعه کوهورت گذشتهنگر است که جامعه موردپژوهش شامل همه بیمارانی هستند که از فروردین سال 1395 تا اسفند 1397 تحت عملیات احیای قلبیریوی در مرکز آموزشیدرمانی حشمت قرار گرفتهاند. تعداد نمونههای واردشده در مطالعه 1008 مورد بود. ابزار این مطالعه فرم استاندارد ثبت موارد احیای الگوی اوتستئین است. از این فرم بینالمللی در مطالعهای در داخل ایران توسط سالاری و همکاران استفاده شده است[
20]. اطلاعات جمعآوریشده در این فرم در سه بخش عوامل مرتبط با بیمار، مانند سن، جنس، علت ایست قلبی، ریتم قلبی و عوامل مرتبط با وقوع حادثه، مانند شیفت کاری، مکان احیا و عوامل مرتبط با زمان اقدامات انجامشده، مانند زمان وقوع ایست قلبی تا زمان رسیدن تیم احیا، زمان وقوع ایست قلبی تا زمان دادن شوک، زمان وقوع ایست قلبی تا زمان لولهگذاری، زمان وقوع ایست قلبی تا تا زمان خاتمه احیا، پیامدهای کوتاهمدت و بلند مدت احیا و وضعیت عملکرد مغزی احیا تا زمان ترخیص از بیمارستان بررسی شد. تعیین وضعیت مغزی توسط معیار کمای گلاسکو انجام شد. تمام بیماران پنج نوع پیشآگهی را تجربه خواهند کرد. نمره یک برای مرگ؛ نمره دو برای زندگی نباتی: بیماران هیچگونه تطابقی با محیط اطراف نداشته و یا قادر به تکلم نیستند وعلائمی از عملکرد مغزی نیز ندارند، فقط به ظاهر بیدار بوده و چشمها را باز میکند؛ نمره سه: ناتوانی شدید که میتوانند برای انجام فعالیتهای روزانه خود از نظر فیزیکی و مغزی به دیگران وابسته باشند؛ نمره چهار: برای بیمارانی که ناتوانی متوسط دارند و فعالیتهای روزانه را بهتنهایی میتوانند انجام دهند، اما در انجام کارهای اداری و خارج از خانه از نظر فکری یا حرکتی وابسته به دیگران هستند؛ نمره پنج: بیماران با وضعیت مغزی خوب که میتوانند به شغل قبلی خود بازگردند. در این ابزار کلیه اقدامات پایه و پیشرفته حفظ حیات ثبت شد. در صورت نقص در اطلاعات مندرج در فرم احیای قلبیریوی نمونه از مطالعه خارج شد. پس از مراجعه به بایگانی دفتر پرستاری و با توجه به جمعآوری سالیانه فرمهای احیای قلبیریوی در این مرکز به روش سرشماری، همه فرمهای موجود در طی دورههای مطالعه از سال 1395 تا 1397 مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات مندرج در آنها استخراج شد.
در مطالعه حاضر، مقادیر متغیرهای کمی به صورت میانگین و انحرافمعیار و مقادیر متغیرهای کیفی به صورت فراوانی و درصد نشان داده شد و در تحلیلهای تکمتغیره، جهت بررسی ارتباط متغیرهای فردی و بالینی با موفقیت احیای قلبیریوی از آزمون تی مستقل و آزمون کایدو استفاده شد. همچنین در تحلیلهای چندمتغیره، به منظور کنترل عوامل مخدوشکننده از مدل رگرسیون لجستیک چندگانه برای تعیین عوامل مرتبط با موفقیت احیای قلبیریوی استفاده شد. نتایج این روش به صورت نسبت شانس و فاصله اطمینان 95 درصد نشان داده شده است. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت و سطح معنیداری 0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها
مشخصات بیماران
مشخصات فردی و بالینی بیماران در
جدول شماره 1 نشان داده شده است.
.jpg)
میانگین سنی بیماران 14/2±67/4 سال بود و 565 (56/1 درصد) بیمار مرد بودند. اکثر موارد ایست قلبی در بیمارستان (81/8 درصد)، در بخش اورژانس (50/2 درصد) و با ریتم آسیستول (53/9 درصد) بود. میانگین مدتزمان احیای قلبیریوی 21/3±39/0 دقیقه و میزان موفقیت احیای قلبیریوی 34/8 درصد بود.
مشخصات بیماران بر حسب مکان ایست قلبی
در مقایسه با بیماران دچار ایست قلبی در بیمارستان، بیماران دچار ایست قلبی خارج از بیمارستان به طور متوسط 5/83 سال جوانتر، دارای نسب مردان بیشتر (13 درصد)، مدتزمان طولانیتر احیای قلبیریوی (5/3 دقیقه) و ریتم آسیستول بالاتر (24/3 درصد) بودند.
تحلیل تکمتغیره
طبق تحلیل تکمتغیره، میزان موفقیت احیای قلبیریوی با سن (0/437=P) و جنس (0/528=P) ارتباط معنیداری نداشت. میزان موفقیت احیای قلبیریوی در بیماران با ریتم آسیستول کمتر از سایر بیماران بود (0/001>P). میزان موفقیت احیای قلبیریوی در بیماران مبتلا به ایست قلبی در بیمارستان بیمارستان بیشتر از بیماران مبتلا به ایست قلبی خارج از بیمارستان بود (37/3 درصد در مقابل 23/5 درصد؛ 0/001>P). میزان موفقیت احیای قلبیریوی در شیفت شب نسبت به شیفتهای دیگر کمتر بود، اگرچه این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود (0/091=P). این میزان در بخشهای اورژانس و سیسییو کمتر از بخشهای آیسییو و سایر بخشها بود، اگرچه تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبود (0/113=P). مدتزمان احیای قلبیریوی در بیماران با احیای قلبیریوی موفقیتآمیز کوتاهتر از بیماران با احیای قلبیریوی ناموفق بود (17/3±21/9 در مقابل 3/17±48/1 دقیقه؛ 0/001>P).
تحلیل چندمتغیره
طبق تحلیل چندمتغیره برای کل نمونهها، شانس موفقیت احیای قلبیریوی با افزایش سن کاهش مییابد، اگرچه این ارتباط از نظر آماری معنیدار نبود (OR=0/99, 95% CI: 0/97–1/00, P=0/069). شانس احیای قلبیریوی موفق در بیماران مبتلا به ایست قلبی در بیمارستان 1/8 برابر بیماران مبتلا به ایست قلبی خارج از بیمارستان بود (OR=1/81, 95% CI: 1/02-3/22). همچنین شانس احیای قلبیریوی موفق در بیماران با ریتم قلبی غیرآسیستول، 2/53 برابر بیماران با ریتم آسیستول بود (66/3-75/1 :CI 95 درصد، 53/2=OR). طولانی بودن مدتزمان احیای قلبیریوی با کاهش میزان موفقیت احیای قلبیریوی همراه بود (0/90-0/88 :CI 95 درصد، 0/89=OR). بیماران در بخش اورژانس (2/51-1/05 :CI 95 درصد، 1/62=OR) و سایر بخشها (4/62-1/12 :CI 95 درصد، 28/2=OR) در مقایسه با بیماران بستری در بخش سیسییو، شانش موفقیت احیای قلبیریوی بیشتری داشتند. یافتهها نشان داد که جنس بیماران تحت احیای قلبیریوی و شیفت کاری که در آن عملیات احیای قلبیریوی انجام شد، با نتیجه احیای قلبیریوی ارتباط معنیداری نداشت (
جدول شماره 2).
.jpg)
ارتباط بین مشخصات جمعیتشناختی/بالینی با پیامد احیای قلبیریوی به تفکیک بیماران دچار به ایست قلبی در بیمارستان و ایست قلبی خارج از بیمارستان به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. برای بیماران دچار ایست قلبی در بیمارستان، نتایج نشان داد که هریک سال افزایش در سن شانس موفقیت احیای قلبیریوی را دو درصد کاهش میدهد (1/09-1/01 :CI 95 درصد، 0/98=OR)، در حالی که این روند برای بیماران دچار ایست قلبی خارج از بیمارستان مشاهده نشد (1/05-0/97:CI 95 درصد، 1/01=OR) (
جدول شماره 3).
بحث و نتیجهگیری
یافتههای این مطالعه که با هدف تعیین پیامد احیای قلبیریوی در بیماران مراجعهکننده به مرکز آموزشیدرمانی دکتر حشمت انجام شد، نشان داد که در آنالیز تکمتغیره میزان موفقیت احیا با سن و جنس بیماران ارتباطی نداشت و همینطور آنالیز چندمتغیره نشان داد که شانس احیای قلبیریوی با افزایش سن کاهش یافته بود، اگرچه این ارتباط از نظر آماری معنیدار نبود. مطالعه امبونگ و همکاران نشان داد که در افراد با سن پایینتر، مدتزمان احیای قلبیریوی طولانیتر بود. مطالعه لیما و همکاران نشان داد که بیماران جوانتر پس از گذشت مدتزمان کمتری از احیای قلبیریوی، بازگرداندن گردش خون خودبهخودی در آنها زودتر برقرار شد و شانس بقای آنها بیشتر بود [
5]. همراستا با یافتههای این مطالعه، مؤذی و همکاران نشان دادند که تفاوت معناداری در موفقیت احیا بین زنان و مردان وجود نداشت [
21].
یافتههای این مطالعه نشان داد که میزان موفقیت احیا در شیفت شب کمتر از سایر شیفتها بود، اگرچه این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود. در حالی که یافتههای مطالعه میرانزاده و همکاران نشان داد که بیشترین میزان احیا در شیفت شب، ولی بیشترین میزان بقا در شیفت صبح و کمترین میزان آن در حین تعویض شیفت بود [
11]. همچنین مؤذی و همکاران دریافتند که میزان موفقیت احیا به طور معناداری در شیفت صبح با شیفت عصر و شب تفاوت داشت [
21]. به نظر میرسد با توجه به طولانیتر بودن مدتزمان شیفت شب (دو برابر سایر شیفتها) میزان بروز ایست قلبی و عملیات احیای قلبیریوی در طی این شیفت بیشتر از سایر شیفتهاست، اما محدودیت نیروی انسانی و عدم وجود کادر تخصصی در شیفت شب و افراد دارای تجربه بالا، میتوانند از علل کاهش موفقیت احیا در شیفت شب باشد.
بر اساس یافتههای این مطالعه طول مدت عملیات احیای قلبیریوی در بیمارانی که احیای قلبیریوی موفق داشتند، نسبت به بیمارانی که احیای قلبیریوی ناموفق داشتند، کوتاهتر بود. همچنین آنالیز چندمتغیره نشان داد که احیا با زمان طولانی، در ارتباط با موفقیت پایین آن بود. همراستا با یافتههای این مطالعه، میرانزاده و همکاران نشان دادند که بین طول مدت عملیات احیای قلبیریوی و میزان بقای بیماران ارتباط معنیداری وجود دارد [
11]. علاوه بر این موحدی و همکاران گزارش کردند که هرچه عملیات احیای قلبیریوی طولانیتر باشد، احتمال بقای 24ساعته کمتر میشود [
22].
نتایج مطالعه سیمان تاو و همکاران بیانگر آن بوده است که هرچقدر مدتزمان هایپوکسی قبل از شروع عملیات احیای قلبیریوی در بیماران کمتر باشد، نتایج مثبتی از جمله افزایش شانس بازگرداندن گردش خون خودبهخودی و عملکرد مناسب مغزی را در بیماران به همراه خواهد داشت [
23]. مطالعه کلارک و همکاران نشان داد که مکث طولانیمدت در بین فشردن قفسه سینه در حین احیا در هنگام احیای پیشبیمارستانی، با شانس بقای کمتر و عملکرد عصبی پایینتر در بیماران ایست قلبی خارج از بیمارستان با تمام ریتمهای قلبی همراه بود. مدت مکث باید به دلیل تأثیر بر نتایج بدون در نظر گرفتن ریتم قلب، تا حد ممکن کوتاه باشد [
24].
آنالیز چندمتغیره نشان داد که بیماران با ایست قلبی در بیمارستان، 1/8 بار شانس بیشتری نسبت به بیماران ایست قلبی خارج از بیمارستان برای احیای موفق داشتند. برخلاف یافتههای این مطالعه، یافتههای میرانزاده و همکاران نشان داد که میزان بقا در احیای قلبیریوی داخل بیمارستانی پایینتر است [
11]. در حالی که مؤذی و همکاران نشان دادند که تفاوت معناداری بین میزان موفقیت احیا و ایست قلبی خارج از بیمارستان و ایست قلبی در بیمارستان وجود نداشته است [
21]. اختلاف نتایج حاصل از مطالعات مذکور میتواند به این دلیل باشد که افراد با ایست قلبی تحت مطالعه ما، در مرکز تخصصی قلب و عروق بودند و اکثر بیماران در حال مانیتورینگ ریتم قلبی بودهاند، بنابراین بلافاصله پس از شناسایی ریتم قلبی ایجادکننده ایست قلبی، درمان مناسب در مدتزمان کمتری انجام شده و این مسئله باعث افزایش شانس بقای بیماران با ایست قلبی در بیمارستان در قیاس با بیماران ایست قلبی خارج از بیمارستان شد.
با توجه به یافتههای این مطالعه، میزان موفقیت احیای قلبیریوی در بیماران با ریتم آسیستول پایینتر از سایر ریتمها (تاکی کاردی بطنی و فیبریلاسیون بطنی) بود که با توجه به آنالیز چندمتغیره بیمارانی که ریتم آسیستول نداشتند، 2/53 بار احتمال بیشتری برای احیای قلبیریوی موفق در مقایسه با بیمارانی که ریتم آنها آسیستول بود، داشتند. همراستا با یافتههای این مطالعه، کاواشیما و همکاران گزارش کردند که بیماران با ریتم اولیه فیبریلاسیون بطنی یا تندتپشی بطنی بدون نبض، پیشآگهی بهتری نسبت به بیماران با ریتم آسیستول یا فعالیت الکتریکی بدون نبض از نظر نتایج بالینی داشتند [
25]. بر اساس یافتههای ادنت و همکاران، درصد بالایی از ریتمهای اولیه بیماران، ریتمهای شوکپذیر بوده است [
16].
نتایج این مطالعه نشان داد که میزان موفقیت احیای قلبیریوی در بخش اورژانس و سیسییو کمتر از ایسییو و سایر بخشها بود. اگرچه این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود. مؤذی و همکاران دریافتند که تفاوت معناداری در میزان موفقیت احیا فقط بین بخش اورژانس و ایسییو وجود داشته است [
21]. به نظر میرسد بستری بودن بیماران در این مرکز که همه از مشکلات قلبیعروقی رنج میبردند، میتواند باعث عدم وجود تفاوت معنیدار در میزان بقای بیماران در بخشهای مختلف این مرکز باشد.
با توجه به نتایج این مطالعه، میزان موفقیت احیای قلبیریوی در بیماران مبتلا به ایست قلبی در بیمارستان بیشتر بود. میزان موفقیت احیای قلبیریوی در شیفت شب کمتر بود، اگرچه این تفاوت از نظر آماری معنیدار نبود. این میزان در بخشهای اورژانس و سیسییو کمتر از سایر بخشها بود، اما این تفاوتها از نظر آماری معنیدار نبود. همچنین مدتزمان احیای قلبیریوی در افراد دارای احیای قلبیریوی موفقیتآمیز، کوتاهتر از بیماران با احیای قلبیریوی ناموفق بود. با توجه به اینکه نتایج بیانگر آن بوده که ریتم آسیستول دارای کمترین میزان موفقیت احیا بود و این ریتم به دلیل تأخیر در شروع زودرس درمان در انتهای مراحل ایست قلبی حادث میشود، درمان سریع بیماران با ایست قلبی همراه با شاهد که دارای ریتم تاکی کاردی بطنی و یا فیبریلاسیون بطنی است، شانس موفقیت احیا را افزایش خواهد داد.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علومپزشکی گیلان بررسی شد و با کد (IR.GUMS.REC.1398.036) مورد تصویب قرار گرفت و پس از کسب اجازه از معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه و ارجاع به معاونت درمان، پژوهشگر با مراجعه به محیط پژوهش به اطلاعات ثبتشده در دوره زمانی بیانشده، دسترسی یافت.
حامی مالی
مطالعه حاضر با حمایت معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علومپزشکی گیلان انجام شده است.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی و طراحی مطالعه: ساناز امینی، محمدتقی مقدمنیا،یاسمن برقعی؛ جمعآوری دادهها: یاسمن برقعی؛ تحلیل دادهها: سامان معروفیزاده؛ نگارش پیشنویس مقاله و یا مرور نقادانه آن: تمامی نویسندگان؛ تأیید نهایی مقاله برای چاپ: تمامی نویسندگان.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
نویسندگان مقاله بر خود لازم میدانند که از دانشگاه علومپزشکی گیلان و بیمارستان دکتر حشمت شهر رشت که در این پژوهش ما را همراهی کردند، تشکر و قدردانی کنند.